ضرب المثل نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده
در زمانهای قدیم كه خسروپرویز بر ایران حكومت میكرد. یك روز كه خسروپرویز در قصر به همراه همسرش بازی فرزندانش را نگاه میكرد و لذت میبرد. یكی از نگهبانان قصر وارد شد، و گفت: ماهیگیری آمده، پیش كشی برای جناب پادشاه آورده و اجازهی حضور میخواهد. پادشاه كه خیلی سرحال بود و از طرفی میخواست همسرش كه خیلی ماهی دوست داشت را هم خوشحال كند، گفت: به مرد ماهیگیر بگویید وارد شود.
برچسب: داستان ضرب المثل ها,داستان ضرب المثل های قدیمی,داستان ضرب المثل های ایرانی,داستان ضرب المثل,داستان ضرب المثل شتر دیدی ندیدی,داستان ضرب المثل های معروف,داستان ضرب المثل ایرانی,داستان ضرب المثل جوینده یابنده است,داستان ضرب المثل های شیرین فارسی,داستان ضرب المثل دوستی,خرسه,
نویسنده: نیما یزدانی